شمس الدين محمد بن محمود الشهرزوري ( مترجم : تبريزى )
439
نزهة الأرواح وروضة الأفراح ( تاريخ الحكماء قبل ظهور الإسلام وبعده ) ( فارسى )
117 ، 3 - سائلى گفت : پس چگونه متفقشدهايم برين كه بارى تعالى موصوف به حكمت است ، و افعال او از روى حكمت است ، همچنانكه ترا نيز اعتقاد است ؟ گفت : قسم به عمر خود كه اگر اين را روشن سازم هرآينه دشوار است . بعد از آن در بيان آن رسالهء طولانى تصنيف كرد كه ذكر آن اينجا مناسب نيست . 118 - اما ابو القاسم انطاكى ، 119 - و ابو زكرياى صيمرى ، 120 - و طلحهء نسفى ، 121 - و وهب بن يعيش رقى ، 122 - و نظيف رومى ، 123 - و ابو محمد عروضى [ همه از سدهء 4 هجرى ] از حكماى فاضل بودند بر تاريخ ايشان نرسيدم كما ينبغى . 124 - 125 - اما ابو اسحاق صابى و ابن عمه ابو الخطاب صابى [ سدهء 4 ه ] 125 - 124 ، 1 - از حكماى فاضل بودند ، و اما در علوم ادبيه از مشاهير روزگار بودند . 5 - 124 ، 2 - ابو حيان مىگويد : شنيدم كه ابو اسحاق صابى ابو الخطاب صابى را مىگفت : بدان كه جميع مذاهب و مقالات و راىها و اعتقادات و جميع آن چيزى كه اختلاف كردهاند مردمان در آن و بر آنند ، همچو دايرهايست در عقل . پس هرگاه فرض كنيم درين دايره قولى ، و آن را مبدأ اقوال سازيم ، و از آن قول به قولى ديگر مىرود ، تا به جائى كه ممكن باشد ، پس نيست هيچ سخن الا آنكه گفتهاند يا مىگويند ، و نيست هيچ فعلى الا آنكه كردهاند يا خواهند كرد ، و نيست هيچ چيزى الا آنكه دانستهاند يا خواهند دانست ، همچنين در اعتقاد و راى و غير